محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

6

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

« ودّ » عربى و « ايروس » يونانى رابطه‌اى برقرار كنند ؛ به اين بيان مىگويند « ودّ » از سرزمين يونانى به جزيرة العرب آورده شده است ، امّا در عين حال گروهى به دليل نبود هر گونه وجه تشابهى ميان آنها اين نظريه را مردود مىشمارند . چنان كه ودّ همان خداى « يارىگر » بزرگ است كه حتى پيش از وقوع توفان - چنان كه قرآن كريم اشاره مىكند - در ميان قوم نوح ( ع ) شناخته شده بود « 1 » . در هر صورت تريدى نيست كه قوم نوح ( ع ) تنها اين بت‌ها را مىپرستيدند ، چنان كه بخارى در صحيح خويش از ابن عباس روايت مىكند كه گفت : بت‌هاى قوم نوح به همان صورت در ميان عرب نيز رواج پيدا كرد « 2 » . چنان كه ودّ در دومة الجندل از آن « بنى كلب » سواع متعلّق به « بنى هذيل » يغوث براى « مراد » - كه پس از آن بنى غطيف در « جرف » سبأ آن را مىپرستيدند - ، يعوق متعلق به « همدان » و نسر از آن « حمير » و متعلّق به خاندان ذى كلاع بود . همهء اينها نام شايستگانى از قوم نوح بود كه پس از مرگشان ، شيطان قومشان را به وسوسه انداخت كه بر جايگاه آن تمثال‌هايى بگذاريد و آنها را به نام ايشان بناميد ، و چنين كرده‌اند اما آنها را نپرستيدند ، و چون آن قوم از بين رفتند ، و علم و دانايى منسوخ گشت ، آنها مورد پرستش قرار گرفتند « 3 » . همچنين عبد اللّه بن عباس ، « رحبر امّت » و ترجمان القرآن ، در اين حديث معلوم مىدارد كه هر يك از اين نامها ، نام يكى از مردمان نيكوكار قوم نوح بود كه چون مردند ، شيطان براى آنان چنين جلوه داد كه نقشى بر پا دارند و نام ايشان را بر آنها بگذارند تا اگر آنها را ببينند ، شوق عبادت در آنان بر انگيخته شود ؛ آنگاه در زمان خودشان آنها را نمىپرستيدند تا اينكه

--> - بتان را يمنيان داشتند ، البته هيچ جاى شگفتى نيست زيرا آنان از چنان تمدنى برخوردار بودند كه هرگز اهل حجاز و نجد و كنده به پاى آنان نمىرسيدند . - قاموس المحيط ، 4 / 141 ، 274 ؛ لسان العرب ، 12 / 349 ، 15 / 141 ؛ تاج العروس ، 8 / 371 ؛ ابن الكلبى ، كتاب الأصنام ، ص 53 ؛ محمد عبد المعيد خان ، الاساطير العربية قبل الإسلام ، ص 113 ؛ سهيلى ، الروض الأنف ، ص 62 ؛ محمد حسنين هيكل ، حياة محمد ، ص 99 ؛ محمد مبروك نافع ، عصر ما قبل الإسلام ، ص 163 ؛ نيز : J . A . Montgomery , Arabia and the Bible , 1934 , p . 67 ; W . R . Smith , Lectures on the religion of the semites , London , 1927 , p . 79 - 80 ; G . A . Cook , " palmyra " , EB , 17 , 1967 , p . 195 - 196 . ( 1 ) . Welhausen , J . , Reste Arabischen Heidentums , Berlin , 1927 , p . 179 ; J . Hasting , ERE , 8 , p . 180 . ( 2 ) . براى آگاهى از پرستش بت‌ها در جزيرة العرب - محمد بيومى مهران ، الديانة العربيه القديمة ، ص 44 - 47 ، 93 - 99 . ( 3 ) . صحيح بخارى ، 6 / 199 .